گاهی خیلی می ترسم
می ترسم من هم از جنس همون کرباسی بشم که سر و ته اش یکیه!!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 19:35 توسط نیلوفر
|

پرسید:هنوز از من متنفری؟
با تعجب نگاهش کردم چشمانش را لبانش را ...
تنفر؟ از او؟؟ چراا؟؟؟
خب اگه قبلآ بودم پس الان هم هستم! یعنی باید باشم!
ولی نیست! هیچ جای وجودم تنفر نیست!
پرسید جوابم رو نمی دی؟؟
تمام تعجبم در صدایم ریخت! ببخشید شما رو می شناسم؟؟؟؟
و او هراسان دور شد!
راستی من دیوانه شده ام یا او دیوانه بود؟؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:16 توسط نیلوفر
|

شکلهای بی ربط بکش!
شعرهای بی ربط بگو!
تپق زنان اواز بخون
با شونهء سرت ساز بزن
جفتک چارکش بزن تو اشپزخونه بگو دارم میرقصم!
خلاصه کارای عجیب بکن
اون وقت همه با کمال میل دیوونه صدات می کنن!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 15:55 توسط نیلوفر
|

ان گاه كه چشم بسته روي طنابي كه يك سرش در دست تو بود بند بازي مي كردم دريافتم كه هميشه در عشق ... مساله اعتماد بوده است ميان چشم هاي بسته من و دست هاي لرزان
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 22:17 توسط نیلوفر
|

احساس مسخره ای پیدا کردم
گاهی اونقدر از تو متنفرم میشم که یادم میره دوست داشتن چه جور احساسیه!
اونقدر که یادم می ره دوست دارم!
گاهی هم اونقدر دوست دارم که یادم می ره زخم نفرت چه دردی داره!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 23:44 توسط نیلوفر
|

دلم برای کلاغ ها می سوزد!
کلاغ ها هیچ وقت حتی اخر قصه های شاد به خانه نمیرسند! دلم برای کلاغ ها می سوزد!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:54 توسط نیلوفر
|

نمی دونم چه بلایی سرم اومده! دارم دیوونه می شم!
هر کلمه ای که می شنوم بلافاصله یه جستجو تو ذهنم شروع میشه همهء لغات بی معنی و بی ارتباط
توی ذهنم به هم وصل می شن انگار همه چیز به هم ارتباط داره یه ارتباط ازار دهنده و دردناک
نمی دونم چی میگم
هیچکس نمیدونه چی میگم
حتی نمی فهمن چقدر این حس ازارم میده
شاید دارم دیوونه میشم! شایدم دیوونه شدم
نمی دونم به خدا نمی دونم!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:45 توسط نیلوفر
|

اااه اگر دستان خوب تو حامی دستان من باشد
قلعهء سنگین تنهایی چهار دیوارش ز هم پاشد
اااه اکر دیروز برگردد لحظه ای امروز من باشد
قلعهء سنگین تنهایی چهار دیوارش ز هم پاشد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 21:35 توسط نیلوفر
|

وجودم در این باغ حکم خاری داشت
هزار شکر که این خار پای کس نخلید
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 22:20 توسط نیلوفر
|

مرا ببخش ای یار...
با صورتکی که حتی ایینه بازش نمی شناسد چگونه به میعادگاه بیایم؟؟؟؟؟ مرا ببخش ای یار...
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 18:4 توسط نیلوفر
|

بازیه روزگار را نمی فهمم!!
من تو را دوست دارم!
تو دیگری را!
و دیگری مرا!!
و اینسان همه تنهاییم!
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:13 توسط نیلوفر
|

چه کنم؟؟ دلم از سنگ که نیست!!
گریه در خلوت دل ننگ که نیست!!
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:32 توسط نیلوفر
|

وقتی که سیم حکم کند زر خدا شود
وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
وقتی هوا هوای تنفس هوای زیست! سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود!
وقتی به بوی سفرهء همسایه مغز و عقل بی اختیار معده شود اشتها شود
وقتی به یک پاره استخوان هنگامه ز جنبش دم ها به پا شود
وقتی که دامن شرف و نتفه گیر شرم رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود!
وقتی سوسمار صفت پیش افتاب یک رنگ رنگها شود و رنگها شود...
بگذار در بزرگیه این منجلاب یاس دنیای من به کوچکیه انزوا شود!
نگذار دیرها دیرها شود!!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 22:16 توسط نیلوفر
|

دل من می سوزد که قناری ها را پر بستند
و پر پاک پرستوها را بشکستند و کبوترها را اااه کبوتر ها را!....... و چه امید عظیمی به عبث انجامید!!!!! دل من سوخت!
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 23:14 توسط نیلوفر
|

عاقبت سکوت هیچ!
عنوان ندارد!
مثل تمام دنیای اطراف خیلی وقت است هیچ چیز عنوان ندارد شاید از خلق ادم به بعد!!
سخت نگیر زندگی هم عنوان ندارد
اینها فقط اسمهای مسخره ای است که روی وقایع بی عنوان می گذارند!
برای اینکه چیزی گفته باشند! مثله من!!!
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 18:16 توسط نیلوفر
|

نه دعا نه نفرین!
سکوت کن!
خسته به نظر می رسی!!
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 22:45 توسط نیلوفر
|

خانه
حال و هوا هیچ عوض نشده!
همه چیز همان است که بود! انگار زمان از اینجا عبور نکرده
اما می شود عبور اسب رمیدهء زمان را بر چهره ها احساس کرد
اینجا خیلی وقت است خیلی روح ها خوابند!
هیسسس! نرم و اهسته برو!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 21:56 توسط نیلوفر
|
