خنده دار بود یا گریه دار نمی دونم
بار اول روز اوله بعد تو صبح که از خواب پاشدم اولین کاری که کردم sms صبح به خیر نوشتم برای تو وقتی خواستم بفرستمش واست که حقیقت تالاپی خورد تو سرم شمارت تو گوشیم نبود یادم اومد خودم پاکش کردم دیروز یادم اومد چرا...
بغض کردم گریه هم کردم ...اما باز هم این ماجرا تکرار شد...
تا اون روز هر روز و هر شب فکر و ذکرم بودی گاهی تو گاهی خودمو مقصر می دونستم هزار بار از اول به ماجرا نگاه کردم هزار بار...
اما اون روز همون روزو می گم عشقه من کسی بهش می گفتم زندگیم مرد چند روز پیش بود ۱۰ روز یا بیشتر درست یادم نیست
به جاش من با تو حرف زدم قریبه ای که فکر می کردم همون...
بی خیال گذشت...
فقط این وسط من ضرر کردم می دونی چرا؟؟ نمی دونی بخدا
تو راست گفتی من زود خودمو باختم اگه کمتر بهت اهمیت داده بودم ...
می دونی من فرصت دیدن یه عزیز و از دست دادم واسه همیشه یادته که کیو می گم
اون رفت از این دنیا واسه همیشه...
کسی که من دوسش داشتمم مرد کسی که عشق و زندگیم بود مرد درست وقتی تو به گریهء من خندیدی...
مرگشو به خودم تسلیت می گم... حالا تو فقط یه غریبه ای که هم اسمشی فقط همین
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 4:42 توسط نیلوفر
|
