تبليغاتX
اگر فردا بیاید!!! -

مثل يه دستمال کاغذي ، عشقو مچاله مي کنم

تکه هاشو جا مي‌ذارم ، فکرامو ناله مي کنم

 

اين آخر يک سفره ، پس دادن خاطره ها

ته عشق اجاره‌اي ، آه بلند بي صدا

 

کليد خونه رو مي‌دم ، به دست باد لعنتي

کوچه ي لختو مي‌سپارم ، به بچه هاي پاپتي

 

خاکستر ملافه‌ها ، عکس هاي پاره پاي در

حسرت روياي سفر ، رو بالش بي بال و پر

 

کنار حوض نقره‌اي ، يه قطره از خون منه

گربه ي همسايه‌ي ما ، انگار که باز آبستنه

 

کليد خونه رو مي‌دم ، به دست باد لعنتي

کوچه ي لختو مي‌سپارم ، به بچه هاي پاپتي

 

تور عروسي تو هم ، افتاده روي اطلسي

نمي دونه کجا بره ، از زور درد بي کسي

 

يه ساعت بي عقربه ، افتاده روي تخت خواب

شمعدوناي خالي پُر از ، پرسش داغ بي جواب

 

کليد خونه رو مي‌دم ، به دست باد لعنتي

کوچه ي لختو مي‌سپارم ، به بچه هاي پاپتي

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:17 توسط نیلوفر |